امیر بی گزند به قلم صبا سروین
پارت سی و نهم :
اول باورم نشد و فقط نگاه کردم.
سریع برگشتم، امیرحسین رفته بود و ماشینش نبود.
دوباره نگاهش کردم و زمانی که باورم شد همهچیز واقعیست، خودم را در آغوشش انداختم.
محکمتر از همیشه مرا بغل گرفته بود و عمیقتر از همیشه سرم را میبویید.
من نیز دم عمیقی از عطرش گرفتم و جانم تازه شد.
سرم را کمی جابه جا کردم و روی قلبش گذاشتم. صدای تپشش را که شنیدم،
همه چیز برای دقیقهای ایستاد
مطالعهی این پارت کمتر از ۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۶ روز پیش تقدیم شما شده است.

صبا سروین | نویسنده رمان
عزیزم💋😍
۲ روز پیشرویا
3من چقدر زود باور بودم که فک میکردم حافظ واقعا نیلو رو میخاد و چی شیرین تر از این که دوتا قلب برای هم میتپه از ته دل میخام که برای هم شن
۶ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ایشالا رویا
۲ روز پیشستاره
3مرسی بابت پارت شیرین و دلچسبت بانو 🌹عالی بود 🌸
۶ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
خواهش میکنم ستاره جان
۲ روز پیشDarya
3واای خدا چه گوگولی 🥹🥹❤️ و برای بار هزارم الهی خیر نبینی حاج بابا 😭
۶ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ایشالااا
۲ روز پیشزهر ا
3بینظیر بینظیر بینظیر😍😍
۶ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
ممنونم لطف داریی😍♥️
۲ روز پیشراز
5این دوتا قشنگو رو کدوم خیر ندیده از هم جدا کرد ک اونجوری نیلو افتاد رو تخت بیمارستان
۶ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
شایدم جدا نشدن
۲ روز پیشفرزانه
5وای عالی بود 🥰😍🤩قلبم اکلیلی شد ی پارت دیگه هدیه بده
۶ روز پیش
صبا سروین | نویسنده رمان
چشم😂♥️
۲ روز پیشزهرا
3صباجونی تو از کجا می دونستی ما منتظر مثبت ۱۸این دوتا بودیم 🤭🤭
۵ روز پیشسرو
2آخی قلبم اکلیلی شد خدایی رودل همه مون میموند اگه نمیبوسیدش وای خدا حیف این دوتا این همه مصیبت بکشن
۵ روز پیشZ.k
3نمیدونم چرا روی دل همه مونده بود 😅😅
۶ روز پیشلیلا
2آره به خدا خیلی چسبید 😅🤣😂
۵ روز پیشمهسا
2من مردم برای این عشقولانه 🥰😍🤭
۵ روز پیش
لطفا صبر کنید...

سارا
4وای رو دل منم مونده بود اینا هم رو ببوسن ممنون صبا جون که رو دلمون نزاشتی بمونه😘